تبليغاتX
نگاه غریبانه







سردار



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



موزیک و سایر امکانات





خیال شبانه

 

توی شبهای خیالم دنبال یادت می گردم

فکر من فقط تو هستی پی چشات میگردم

گاهی وقتا تو خیالم میبینم دستت تو دستم

گاهی هم بر سر راهت ساعتها شده نشستم

 

گاهی وقتا تو خیالم با صدات آروم میگیرم

گاهی هم مثل قناری بی صدای تو میمیرم

گاهی وقتا تو خیالم میبینم برق نگاهت

یا که دیدم خیس و ابری بدون چشم سیاهت

 

گاهی وقتا تو خیالم حس دیوونگی دارم

گاهی هم خسته خسته گریه میشه همه کارم

گاهی وقتا تو خیالم ترس از نبودت دارم

می خوام از خیال گریزم اما گاهی جون ندارم

 

بیا تو ای جان شیرین میخوام این خیال تموم شه

میخوام با تو بال بگیرم نمی خوام عمرم حروم شه

بیا با دستای گرمت این خیال بشه حقیقت

مهربونی کن عزیزم چون خدا داده محبت

 

من فدای لب نازت قربون ناز نگاهت

جون ناقابل ما هم هدیه چشم سیاهت 

 

سردار  ۳۰.۰۹.۲۰۰۶


نوشته شده توسط سردار /







دوباره

 

ماهها گذشت از انتظار

اما هنوز چشمام براه

رو سکوی کنار در

جای نفس میکشم آه

 

جاده روبروم سیاه

تاریک بی سر و صدا

خلوت سوت و کور دور

تنها توئی برام ندا

 

از صبح تا شب کارم شده

دیدن قاب عکس تو

به یاد روز آشنائی

موقع جواب و مکث تو

 

گلوم پر از فریاد درد

چشام شده پر التماس

دستام دیگه جون ندارن

برای برچیدن یاس

 

چشمه اشکم خشک خشک

صدام فقط ناله شده

چیکار کنم با این دلم

دیوونه و واله شده

 

خون توی رگهام خشکیده

میلی به رفتن ندارم

لبام خورده مهر سکوت

حرفی واسه گفتن ندارم

 

راستشو بگم ای نازنین

نفس دارم اما تنم مجسمه

تورو خدا رحمی بکن

این شیون و ناله بسمه

 

پس بیا تا جاده سبز بشه

کور بشم از داغی نور

شلوغ بشه پراز درخت

تو گل کنی از راه دور

 

من میشینم باز چشم براه

به این امید که  تو بیای

قسم به خالق جهان

دلم نوید میده میای

 

سردار ۰۱.۰۱.۲۰۰۶


نوشته شده توسط سردار /







امشبم پایان رسید

 

امشبم پایان رسید مثل هر شب ساکت و سرد و خموش

مثل مرغ دریائی شاد یا که خواب موش صحرای چموش

 

امشبم پایان رسید مثل پرواز پرستو به غربت جنوب

مثل مرگ لیلی مجنون نشین یا که دل دادن به دریای غروب

 

امشبم پایان رسید مثل جنگ آفتاب برای روز

مثل خواب برگ سبز پاییز یاکه نالهبعد هر صد آه وسوز

 

امشبم پایان رسید مثل مرگ یک قناری در قفس

مثل خاموشی هنگام عروج یا که فریادی مونده تو نفس

 

امشبم پایان رسید مثل اون شب که غزل سروده شد

مثل اون شب که زمین ناله بکرد یاکه آنشب که قلم ربوده شد

 

امشبم پایان رسید مثل دیشب که ستاره جان سپرد

مثل دیشب که چکاوک پرکشید یا که شاپرک منو با خودش نبرد

 

امشبم پایان رسید مثل آتش بست یک جنگ غریب

مثل سوختن در بر چشمان عشق یا که دیدن با دو چشم پرفریب

 

امشبم پایان رسید آری امشب شب شعر خوب شاملو

مثل دیشب شب خواب عشق نیما یا پریشب وقت مرگ گل شب بو

 

امشبم پایان رسید مثل شبهائی که می آیند باز

یا که روزهایی که پرپر میشوند در بر چشمان شبهای دراز

 

امشبم پایان رسید باز من ماندم و سوسوی نور

باز هم یک تکه کاغذ با قلم می نویسم از بر شب کورکور

 

امشبم پایان رسید مثل این شعر سیاه آخری

مثل پایان سیاهی بر ورق در انتظار شب بعد با ناباوری

  

 

سردار  ۲۰.۰۶.۲۰۰۶


نوشته شده توسط سردار /