تبليغاتX
نگاه غریبانه







سردار



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



موزیک و سایر امکانات





پرسه

 

پرسه زدم تو آ ئینه دیدم که اونجا خوابی تو

مثل قناری تو قفس مثل حباب رو آبی تو

پرسه زدم تو شب تار تو رنگ خواب رو ندیدی

بیدار بودی تا خود صبح تا عمق خورشید پریدی

 

پرسه زدم تو قلب صبح کاشکی نمی زدم صدات

غرق خودت بودی و من گریه می کردم تو نگات

پرسه زدم تو چشم تو اشکات همه شاکی بودن

در انتظار لحظه جاری شدن خالی شدن

 

پرسه زدم تو دست تو خیس عرق از بی کسی

تنها صدای گله لحظه های دلواپسی

پرسه زدم تو فکر تو خالی تر از عمق حریق

مثل نجات ماهیا رو خاک ساحل چو غریق

 

خسته شدم از پرسگی فقط میگم دوست دارم

به اون خدای مهربون دست توی دستات میزارم

فقط بگو چیکار کنم تا بمیره بغض چشات

جونمو هدیه میکنم تا گم بشن غم نگات

 

بسته دیگه این انزوا بسته دیگه این خستگی

مرحم میشم رو زخم تو حتی اگه شکسته ای

پر بکش از عمق غروب توی نگاه عاشقم

همسفر دلت میشم وقتی خودم تو هق هقم

  

سردار  ۲۹.۰۳.۲۰۰۶


نوشته شده توسط سردار /